ياد داشت هاي مطالعاتی صفحات شخصي حسنعلي نعمتي شمس آباد |
این صفحات برای این آماده شده که مطالبی که با آنها روبرو می شومرا درحد امکان یاداشت کنم. ان شاءالله بعد از گذشت یکسال در این کشکول اینترنتی! مطالب متنوعی یافت خواهد شد که برای همیشه در دسترس همگان قرار دارد. شما نیز می توانید در آماده سازی این کشکول و بهره برداری از آن همکاری کنید. اگر علاقه و حوصله داشتید نظرات و یادداشتهای خود را به نشانی زیر ارسال کنید. با آرزوی موفقیت 17 آذر 87 | ![]() | بسم الله الرحمن الرحیم و فوق کل ذی علم علیم. گاهی در حال مطالعه کتاب یا نوشته یا گوش دادن به سخنانی چیزهایی پیدا می شود که یادداشت آن ضرورت دارد. معمولا به خاطر بی حوصلگی! یا مشغله های زیاد این یادداشت برداری انجام نمی شود و موضوع کم کم فراموش می شود. البته گاهی انسان برای یافتن مطلبی که قبلا خوانده یا شنیده ولی آن را یادداشت نکرده خیلی به زحمت می افتد و حسرت می خورد که چرا آن مطلب را یادداشت نکردم! حال اگر قرار به یادداشت کردن باشد، چه خوب است که دیگران هم از آن استفاده کنند.
|
کمک فلسفه به سیستم های اطلاعات و فنآوری های اطلاعاتی تاریخ نگارش: 17 آذر 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی | ||||||||||||||||||||||||
در پاسخ به این سئوال که "فلسفه چه کاربردی می تواند در حوزه سیتسم های اطلاعات داشته باشد؟" نظراتی مطرح شده و حداقل دو کتاب نوشته شده است. در یکی از این کتابها در محدوده هایی از حوزه سیستم های اطلاعات، موضوعات مبتلابه مربوط به سیستم های اطلاعات و فلسفه لیست شده و با هم مقایسه گردیده است. از طریق ارتباط موضوعی می توان دید که آیا اولا این موضوعات ارتباطی با هم دارند یا نه؟ ثانیا آیا در این نواحی فلسفه می تواند حرفهای قابل قبولی برای گفتن داشته باشد؟ ایا این حرفها مشکلی را از حوزه سیستم های اطلاعات حل می کند یا نه؟ در جدول زیر موضوعات فلسفی برآمده از IT/IS مطرح شده است. اصل این جدول به زیان انگلیسی است که به همراه منبع آن در انتهای یادداشت آمده است.
|
تمایز حوزه سیستم های اطلاعات از دیگر حوزه علوم تاریخ نگارش: 17 آذر 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی |
مطلب فوق برداشتی است از مقاله: Scoping the Discipline of Information Systems Avison, D. E. and Pries-Heje, J. (eds) (2005), Research in Information Systems: A Handbook for Research Supervisors and Their Students. Copyright 2005, reproduced with permission from Elsevier.
|
اهمیت انسان شناسی تاریخ نگارش: 17 آذر 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی | |
در کتاب صورت و سیرت انسان در قرآن که توسط حضرت آیت الله جوادی آملی نوشته شده است آمده است که: انسان شناسي نه تنها در علم اخلاق و رهيابي به كيفيت تزكيهي روح و تضحيهي نفس، مؤثّر است بلكه از پيشفرضهاي علوم مختلف نير بوده و با تثبيت آن مسايل بسياري از علوم انساني و تجربي كار آمد خواهد شد. ما صاحب هر رشته از رشته هاي علو م باشيم، سرانجام آن را رها ميكنيم و عازم سفر به ديار ابدي خواهيم بود و در اين سفر بايد چيزي به همراه داشته باشيم. بهترين توشه اين راه، علم صائب و عمل صالح است و بهترين راه عالم شدن، خداشناسي است و مهم ترين و نزديك ترين راه خداشناسي نيز خود شناسي است. اگر انسان، خود را شناخت، ذات اقدس اله را بهتر و آسانتر ميشناسد و اسماء و صفات و افعال و آثار او را ميفهمد و هميشه به ياد او خواهد بود. منبع:
|
یادداشتی در باره چارچوب بوریل و مورگان در جامعه شناسی تاریخ نگارش: 17 آذر 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی |
با اینکه ساده بودن طبقه بندی دیدگاهها در این چارچوب، یکی از نقاط قوت آن محسوب می شود اما دوبعدی شدن چارچوب آن را بسیار محدود کرده و سبب شده تا برخی از نظریه ها توسط این چارچوب قابل تفکیک نباشند. برخی از نظریه ها معمولا در محور عینی-ذهنی جای مشخصی را به خود اختصاص نمی دهند. این نطریه ها یا از گردونه تحلیل خارج می شوند و یا نوعی عینی گرایی و یا ذهنی گرایی بر آنها تحمیل می شود. ظاهرا دلیل قانع کننده ای برای در نظرگرفتن بعد عینی-ذهنی به عنوان مبنای مفروضات در این چارچوب وجود ندارد یا اگر هم وجود دارد از کنار آنها بسادگی عبور شده است. بهتر بود این دو محقق ارزشمند ابتدا خلاصه ای از نظریه ها را بررسی می کردند و دلیل استفاده از بعد عینی-ذهنی را با توجه به ویژگی های هر نظریه نشان می دادند و سپس چارچوب را ارائه می دادند و بوسیله آن نظریه ها را طبقه بندی می کردند. آنها در بخش دوم کتاب ارزشمند خود، به نوعی بعد عینی-ذهنی را به نظریه ها تحمیل کرده و آنها را طبقه بندی نموده اند. آنها را در این چارچوب سئولات زیادی را در ذهن طرح می کنند اما به آنها پاسخی نمی دهد. حداکثر پاسخی که به برخی سئولات می دهند به صورت دو گزینه ای است. یعنی بله و یا خیر! علی رغم همه اختلاف نظرها، آنچه مسلم است این است که در کارهای همه تئوری پردازان نوعی وحدت اصولی که ناشی از پرهیز از جزم گرایی و ساده انگاری و تاکید بر پویایی و پیچیدگی است به چشم می خورد. نقطه قوت اصلی این چارچوب امکان به هم مربوط ساختن دیدگاههای است که به ظاهر متناقض است و لذا این چارچوب به زبانی ساده درک مشترکی از مفاهیم را ایجاد کرده است. این راه باز است و بدون شک می توان به یاری خدا آن را ادامه داد. (ان شاءالله) برای توضیحات بیشتر به کتابهای زیر مراجعه کنید:
1- جلد دوم کتاب "تئوریهای سازمان و مدیریت" نوشته دکتر حسین رحمان سرشت چاپ 1386 2- نظریه های کلان جامعه شناسی و تجزیه و تحلیل سازمان نوشته بوریل و مورگان سال 1979- ترجمه محمدتقی نوروزی سال83 (چاپ دوم سال 86) 3- Burrell, G., & Morgan, G. (1979). Sociological paradigms and organizational analysis. London: Heinemann. |
در باره مفهوم یکپارچه سازی دانش تاریخ نگارش: 19 آذر 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی |
عبارت یکپارچه سازی دانش از دو کلمه یکپارچه سازی (Integration) و دانش(Knowledge) ترکیب شده است و آنچه در وحله اول از این عبارت به ذهن خطور می کند این است که دانش قرار است یکپارچه شود! برای فهم درست این عبارت باید به این دو سئوال پاسخ دهیم که :منظور از دانش چیست؟ و یکپارچه شدن آن به چه معنی است؟ در چیستی دانش مطالب زیادی گفته شده و به نظر می رسد "ماهیت دانش" همیشه موضوعیت دارد. به هر حال تا ماهیت دانش مشخص نشود موضوعاتی نظیر مدیریت دانش، مهندسی دانش، پایگاه دانش، شبکه دانش(Knowledge Grid)، تولید دانش و یکپارچه سازی آن مبهم باقی می ماند. و چگونگی تعریف دانش یعنی چگونگی تعیین حد و رسم آن بر چگونگی مدیریت و مهندسی آن اثر می گذارد. در برخی از کتابها با استناد به تعاریف متعدد و حتی متضادی که در طول تاریخ از این کلمه شده، گفته می شود که اجماع و توافقی بر سر تعریف دانش وجود ندارد و لذا تعریف دانش معمایی است که باید برای حل آن درکی تحلیلی و جامع از مفاهیم دانش بدست آوریم و لذا تعریف دانش هم مانند بسیاری از تعاریف دیگر داستان مفصل و جذاب و گاهی هم خسته کننده پیدا می کند. در اینجا برخی از نگاههای عمده به دانش را تیتروار عنوان می کنیم: 1- دانش اعتقاد درست توجیه شده به وسیله واقعیت است. 2- دانش اطلاعات در یک بستر یا زمینه مشخص است. 3-دانش فهمی مبتی بر تجربه است. 4- دانش ترکیب شناوری از تجربه، ارزشها، و اطلاعات وابسته به یک بستر مشخص و بینش تخصصی است. با یک نگاه اجمالی به این تعاریف مشخص می شود که دانش مستقل از انسان نیست و شدیدا به اعتقادات، تمایلات، ارزشها، اطلاعات، تجربیات انسانها وابسته است و لذا می توان گفت که معمای ماهیت دانش، ریشه در معمای ماهیت انسان دارد که موجودی ناشناخته است. موجود زنده و پویایی که از اختیار و اراده برخوردار است و در ورای این جسم کوچک دارای ذهن،روح، جان، روان و قلبی است که دائما در حال دگرگونی است و به شکل بسیار پیچیده ای تصمیم می گیرد. تنوع تعاریفی که توسط انسانها از دانش شده است به جهان هایی بر می گردد که معرفین آن را مدنظر قرار داده اند. اعتقادات، تمایلات، و ارزشها ریشه در ساحت روحانی و روان آدمی دارد که محل دانشهای قلبی و الهامات است که منجر به شناخت عرفانی یا شهودی می شود. اطلاعات ریشه در جهان ذهن دارد و عقل با استدلال منطقی آنها را به دانش تبدیل می کند و باعث شناخت عقلی می شود و تجربیات ریشه در جهان مادی دارد که نهایتا منجر به شناخت تجربی انسانها می شود. تقسیم دانش به دانش دنیای اول(دانش نهفته در سیستم های فیزیکی) و دانش دنیای دوم(اعتقادات و تمایلات اعتقادی در باره جهان، زیبایی و حقایق) و دانش دنیای سوم (فرمول بندی های زبانی قابل تسهیم ناشی از ارزیابی ادعاهای دانش) که در سال 1972 توسط کارل پوپر ارائه گردید و در حال حاضر به عنوان مبنای چارچوبهای مفهومی دانش جدید مطرح شده است نیز با توجه به ماهیت چند ساحتی انسان قابل نقد و بررسی است که درجای خود قابل بحث می باشد. تعاریف گوناگونی که توسط دانشمندان از دانش ارائه شده، ریشه در گوناگونی مکاتب فلسفی و نظریان آنها درباره ماهیت موجودات(هستی شناسی) و به خصوص ماهیت انسانی(انسان شناسی) و مسئله شناخت(شناخت شناسی یا معرفت شناسی) و روشهای شناخت(روش شناسی) دارد که خود حدیث مفصلی است. به علت ماهیت اجتماعی انسان، در تعریف دانش و مدیریت آن، فقط به دانش فردی که به تصمیم گیری فردی کمک می کند، اکتفا نمی شود و مسئله دانش در سلسه ای از سطوح جمعی نظیر سطح تیمی، گروهی، سازمانی نیز مطرح می باشد. در اینجا اهمیت موضوع دانش در حوزه علوم اجتماعی که درصدد بررسی تعاملات اجتماعی و فرهنگی است روش می شود. گذشته از ماهیت دانش، واضح است که هر دانشی که توسط فرد یا افرادی مطرح می شود، در صورتی برای جامعه مفید است که فرموله شده و ادعای آن مورد ارزیابی قرار گیرد و در صورت تایید در بستر اجتماع منتشر شود و دانش جدیدی را تولید کند. با توجه به مطلب فوق مسئله چرخه عمر دانش(KLC) مطرح می شود که شامل فرآیندهایی نظیر تولید دانش و یکپارچه سازی آن در سطح جامعه می باشد. یکپارچه کردن به معنی ارتباط دادن دانش به عاملهایی(انسانها یا گروههای انسانی) است که باید از وجود این دانش آگاه شوند تا بواسطه این آگاهی از آن استفاده کرده و دانش جدیدی را تولید کنند. پس یکی از مسائل بسیار مهم در چرخه عمر دانش موضوع یکپارچه سازی دانش است که به موضوعاتی نظیر: انتشار(Broadcasting)، جستجو، آموزش و تسهیم(Sharing) دانش می پردازد. در صورتی چرخه عمر دانش را در سطح سازمان در نظر بگیریم، دانش سازمانی تولید شده پس از تایید در فرآیندهایی نظیر منتشرکردن، جستجو و بازیابی کردن، آموزش دادن، و به اشتراک گذاری وارد می شود.این فرآیندها تاخر و تقدم زمانی ندارند و در بطور هم زمان عمل می کنند تا دانش در سراسر سازمان به صورت یکپارچه درآید. این دانش که جنبه های عینی و ذهنی را در بر می گیرد در ظرفی به نام پایگاه دانش سازمانی توزیع شده وارد می شود تا مورد استفاده قرار گیرد. نمودار روبرو جایگاه یکپارچه سازی دانش را مشخص می کند. آنچه مسلم است یکپارچه سازی داده و یکپارچه سازی اطلاعات با یکپارچه سازی دانش متفاوت است. این تفاوت در نگاه هرمی به داده، اطلاعات، دانش و دانایی(Wisdom) خود را بهتر نشان می دهد. هر چند این نگاه سلسه مراتبی در درک ماهیت داده، اطلاعات، دانش و دانایی مشکلاتی را ایجاد می کند اما از پاره ای جهات مناسب است. در نگاه هرمی و سلسه مراتبی با کمی اغماض می توان گفت که از یکپارچه سازی داده ها، اطلاعات به وجود می آید و دانش از یکپارچه سازی اطلاعات حاصل می شود و یکپارچه سازی دانش در سازمان منجر به ایجاد دانایی یا خرد سازمانی می شود. در پایان این یادداشت بر این نکته تاکید می شود که یکپارچه سازی دانش فقط فرآیندی تکنیکی و فنی نیست و ابعاد انسانی و اجتماعی و فرهنگی را در بر می گیرد. استفاده از سیستم های اطلاعات و تکنولوژیهای اطلاعاتی برای یکپارچه سازی دانش را در بین عاملهای اجتماعی از پاره ای جهات تسهیل می کند اما مواجهه انسان با این تکنولوژیها و سیستمها تبعاتی نیز به دنبال دارد که در جای خود قابل تأمل می باشد. منبع: کتاب مباحث کلیدی در مدیریت دانش جدید نوشته ژوزف فایرستون و مارک مک. ال وری ترجمه دکتر احمد جعفر نژاد و دکتر خدیجه سفیری سال 87 K ey Issues in the New Knowledge Management, by Joseph M. Firestone, Ph.D. and Mark W. McElroy, 2003 |
شهر الکترونیکی دانشگاهی! تاریخ نگارش: 19 آذر 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی |
وقتی که اولین بار این عبارت را در یکی از سخنرانی های رئیس جدید دانشگاه(جناب آقای دکتر رهبر) شنیدم از کنار آن به سادگی گذشتم. حقیقتش را بخواهید اصلا آن را جدی نگرفتم و با خودم گفتم که طبیعی است در عصر اطلاعات، رئیس جدید هم باید حرف جدیدی در این زمینه ها داشته باشد. رئیس قبلی دانشگاه(حضرت حاج آقا عمید) هم موضوع کتابخانه دیجیتال را مطرح کرده بودند و رئیس قبل از ایشان (جناب آقای دکتر فرجی دانا) هم که دیگر نگو و نپرس! ایشان حرفهایی زیادی در این زمینه ها برای گفتن داشتند و انصافا در زمان ایشان تغییراتی اساسی در حوزه زیرساختهای الکترونیکی دانشگاه صورت گرفت و بعد هم کارهای خوبی در حوزه فنآوری ها و سیستم های اطلاعاتی در دانشگاه انجام شد. چند روز قبل وقتی یکی از دوستان گفت که قرار است موضوع شهر الکترونیکی دانشگاهی در حد یک شعار باقی نماند خیلی خوشحال شدم اما نمی دانم برای چه خوشحال شدم؟! شاید به خاطر اینکه فکر می کنم با تبدیل ایده هایی اینچنین به عمل برخی از مشکلات این دانشگاه بزرگ که بزرگان ما آن را نماد آموزش عالی کشور می دانند، حل می شود. شاید خوشحالی من به خاطر این بوده که فکر می کنم شهر الکترونیکی دانشگاهی "جایی بهتر برای زندگی" است. تصور می کنم که در شهر الکترونیکی دانشگاهی فعالیتها روان تر انجام می شود و کارها از سرعت و دقت بالاتری برخوردار است. منظورم از فعالیتها همه نوع فعالیتی است: از فعالیتهای آموزشی و پژوهشی گرفته تا فعالیتهای پشتبانی مانند کارهای اداری و غیره! به نظر می رسد در شهر الکترونیکی دانشگاهی راحت تر و هوشمندانه تر می توان تصمیم گرفت و آن را اجرا کرد. این هوشمندی ناشی از دسترسی دقیق و درست به اطلاعات و دانشی است که منشاء تصمیمات ما است. این مطالب که گفتم ربطی به این عبارت شهرالکترونیکی دانشگاهی ندارد. استفاده از تکنولوژی های اطلاعاتی و سیستم های اطلاعات تحت هر نامی که باشد می تواند باعث راحتی کارها و بالا رفتن کیفیت کارها بشود و این موضوع در عصر حاضر مورد توجه همگان قرار گرفته است. با مشاهده وب سایت اکثر دانشگاههای دنیا کاملا مشهود است که جهت گیری دانشگاهها به سوی الکترونیکی شدن از شتاب زیادی برخوردار است و همه برای ورود به دنیای دیجیتال و استفاده از مزایای آن در حال تلاش هستند. عبارتهایی مانند دانشگاه الکترونیکی(E-University) یا ترکیباتی نظیر E-Campus و Virtual-University و غیره به وفور مشاهده می شود. گذشته از الکترونیکی شدن فعالیتهای آموزشی که به E-Learning مشهور است مسئله انتقال کلیه فعالیتها به دنیای مجازی و دیجیتالی کردن تمامی سرویس ها موضوعی جدی و درحال پی گیری است. مسئله داشتن یک وب سایت برای اطلاع رسانی فعالیتهایی که می کنیم نیست. مسئله تبدیل فعالیتهای جاری به فعالیتهای دیجیتالی است. اما اصطلاح "شهر الکترونیکی دانشگاهی" از کجا آمده است؟ و منظور از آن چیست؟ این سئوالی است که در این یادداشت می خواهم در باره آن با زبانی ساده چند خط بنویسم شاید روزی به کار آید. احتمالا ایده شهر الکترونیکی دانشگاهی از ایده شهر الکترونیکی(Electronic City) نشأت گرفته است. یعنی همان ماجراهای شهر الکترونیک اما از نوع دانشگاهی اش. مثلا اگر در شهر تهران موجوداتی به نام شهروند تهرانی وجود دارد و در شهر الکترونیک تهران شهروندان الکترونیک تهرانی وجود دارند، در شهر الکترونیکی دانشگاه تهران با شهروندان الکترونیکی دانشگاه تهرانی روبرو هستیم. مثلا دانشجوی الکترونیکی دانشگاه تهران، استاد الکترونیکی دانشگاه تهران، کارمند الکترونیکی دانشگاه تهران، فارغ التحصیل الکترونیکی دانشگاه تهران، پیمانکار الکترونیکی دانشگاه تهران، و کلا ذینفعان الکترونیکی دانشگاه تهران! پس در شهر الکترونیک دانشگاهی همه ذینفعان داری هویت یا ماهیت الکترونیکی می باشند و می توان برای جلوگیری از بی نظمی و چندگانگی و دوباره کاری برای هر ذینفع یک هویت تعریف کرد تا با این هویت واحد دسترسی به سرویس های مجاز شهر دیجیتالی برای هر شهروند ممکن شود. با مقدمه فوق می توان فهمید که هدف از طرح ایده شهر الکترونیکی دانشگاهی دیجیتالی کردن زندگی دانشگاهی است و هدفی فراتر از استفاده از آموزش های الکترونیکی یا ایجاد کتابخانه دیجیتال و ... در دانشگاه دارد هرچند استفاده از فنآوریهای اطلاعاتی و سیستم های اطلاعات در حوزه های آموزش و پژوهش جزو ملزومات تحقق این ایده می باشد. برای کسانی که بیشتر عمر خود را بطور موقت یا دائم در دانشگاه سپری می کنند مفهوم زندگی دانشگاهی روشن است. مفهوم "زندگی دانشجویی" برای آن دسته از دانشجویانی که به صورت مجتمع در خوابگاههای دانشجویی زندگی می کنند کاملا ملموس می باشد و نیاز به توضیح ندارد. این مفهوم به شکلی دیگر برای دیگر ذینفعان نیز مفهوم دارد که می توان آن را "زندگی دانشگاهی" نامید. زندگی دانشگاهی چیزی جدای از زندگی شهر که دانشگاه در آن قرار دارد نیست و کیفیت بسیاری از فعالیتهای این زندگی به کیفیت زندگی در آن شهر وابسته است. زندگی شهری نیز چیزی جدای از زندگی در کشور نیست. چرا که بسیاری از خدمات شهری به خدمات کشوری و دولتی بر می گردد و زندگی دانشگاهی هم همینطور. از آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت که درک مفهوم "شهر الکترونیک دانشگاهی" بدون توجه به مفهوم "شهر الکترونیک" و دولت و حکومت الکترونیک موجب درک ناقصی از این مفهوم می گردد. شاید بتوان شهر الکترونیک دانشگاهی را به عنوان سازمانی الکترونیکی در نظر گرفت که افراد آن، در ساختار زندگی اجتماعی و فرهنگی خاصی، با استفاده از فنآوری، اهداف دانشگاهی را دنبال می کنند. افراد، فنآوری، و ساختار این سازمان الکترونیکی در محیط زندگی شهری قرار دارد و از جهات گوناگونی به این شهر مربوط می شود و نمی توان مستقل از محیط مفهوم آن را درک و آن را ایجاد نمود. برای تعریف یعنی ترسیم و تحدید مفهوم شهر الکترونیکی دانشگاهی می توان از مدل های مفهومی شهر الکترونیک که در همایش شهر الکترونیک تایپه در سال 2002 میلادی ارائه گردید استفاده کرد. در این مدل مفهومی چهار مولفه اصلی وجود دارد که عبارتند از: زندگی الکترونیک، سازمان الکترونیک، دولت الکترونیک و زیرساخت الکترونیک. این مولفه های مفهومی در شکل روبرو ترسیم شده است. مولفه مفهومی زندگی الکترونیک به سبک زندگی در دنیای دیجیتال برمی گردد و اجزایی مانند آموزش الکترونیک، تفرج الکترونیک، ارتباطات الکترونیک و تراکنش الکترونیک را در بر می گیرد. منظور از تفرج الکترونیک خدماتی مانند موزه ها و نمایشگاههای مجازی، فروشگاههای مجازی، کتابخانه ها و کتاب فروشی های مجازی است و منظور از ارتباطات الکترونیک خدماتی نظیر پست الکترونیک، سیستم های تلفن گویا، و ... می باشد. منظور از تراکنش الکترونیک خدماتی است که با نقل و انتقال وجوه مالی به وصورت الکترونیکی برای انجام امور روز مره مورد نیاز است. مولفه مفهومی سازمان الکترونیک به نحوه سازماندهی و اداره امور مربوط به زندگی الکترونیکی بر می گردد. این اداره و سازماندهی با استفاده از فنآوری های اطلاعات و سیستم های اطلاعات انجام می شود و مفاهیمی مانند تجارت الکترونیک(E-Business)، تدارکات الکترونیک(E-Procurement) و مدیریت زنجیره تأمین(SCM)، سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان(ERP) و مدیریت ارتباط با مشتری(CRM) در اینجا مطرح می شود. مولفه مفهومی دولت الکترونیک که زمانی نقل مجلس بزرگان بود نیز به ارائه شبانه روزی خدمات دولتی به شهروندان بصورت الکترونیکی برمی گردد. این خدمات به چهار گروه تعلق می گیرد که عبارتند از: عموم مردم(G2C)، بخش خصوصی(G2B)، کارمندان دولت(G2E) و دیگر بخش های دولت(G2G) مولفه زیر ساخت الکترونیک که به بستر و زمینه لازم برای الکترونیکی شدن در ابعاد قوانین و مقررات، نیروی انسانی، فرهنگ و شرایط اجتماعی و زیرساخت فنآوری اطلاعات و ارتباطات برمی گردد. از آنچه گفته شد تا اندازه ای وسعت مفاهیم موجود در عبارت "شهر الکترونیکی دانشگاهی" روشن گردید. اگر عمری بود به یاری خدا در نوشته های بعدی در مورد چگونگی ایجاد شهر الکترونیکی مطالبی را می نویسم. منبع: در یادادشت فوق از کتاب شهر الکترونیک نوشته دکتر علی اکبر جلالی -انتشارت دانشگاه علم و صنعت- چاپ سوم سال 1384 استفاده شده است. |
خلاصه مقاله: یکپارچه سازی دانش به عنوان مسئله ای کلیدی در پیاده سازی ERP تاریخ نگارش: 22 آذر 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی | ||||||||
در مقاله ای با عنوان KNOWLEDGE INTEGRATION AS A KEY PROBLEM IN AN ERP IMPLEMENTATION که در بیست و دومین کنفرانس سیستمهای اطلاعات در سال 2001 مطرح شده است براساس یک مطالعه موردی (Case Study) به چهار دلیل یکپارچه سازی دانش به عنوان یک مسئله کلیدی در پیاده سازی سیستم های برنامه ریزی منابع موسسه (ERP) مطرح شده است. این دلایل عبارتند از اینکه دانش در (1) فرآیندهای سازمانی پیچیده (2) سیستم های قدیمی (Legacy systems) و (3) فرآیندهای خارجی و همچنین در (4) سیستم های ERP جاسازی شده است. از نگاه یکپارچه سازی دانش، برای رفع موانع پیاده سازی ERP به توسعه روابط بین فردی(فرد با فرد) و روابط اجتماعی(مبتی بر گروه) نیاز داریم. این مقاله موانع پیاده سازی سیستم های ERP را از جنبه های تکنولوژیکی یا سیستمی بررسی نمی کند و از دیدگاه یکپارچه سازی دانش در بین افراد، تیم ها و گروههای درگیر پیاده سازی یعنی مدیریت سازمان، پرسنل سازمان، پرسنل متخصص فنآوری اطلاعات و سیستم های اطلاعات سازمان و همچنین مشارکت کنندگان خارج از سازمان مانند مشاوران پروژه و شرکت تولید کننده ERP به مسئله نگاه می کند. نویسندگان این مقاله دانش را به عنوان یک اعتقاد درست توجیه شده و قانع کننده" ( Justified True Belief) که در سال 1994 توسط Nonaka ارائه گردید پذیرفته اند و یکپارچه سازی دانش را به عنوان "یک فرآیند پیوسته و جامعِ طرح ریزی و شکل دهی، مقوله بندی، و تعریف مجدد باورهای مشترک در بین تعامل احتماعی اعضای سازمانی" تعریف کرده اند. [1] نویسندگان این مقاله بر اساس مطالعه موردی که انجام داده اند و به مدت 6 ماه طول کشیده، تاکید می کنند که مشکلات و موانع پیاده سازی ERP فقط تکنولوژیکی نیست و به سازه های فنی-اجتماعی، ساختاری و رابطه ای موجود در سازمان بر می گردد. کلمات کلیدی این مقاله عبارتند از: پیاده سازی ERP ، یکپارچه سازی دانش و مطالعه موردی!
[1]: an on-going collective process of constructing, articulating, and redefining shared beliefs through the social interaction of organizational members منبع:
| ||||||||
خلاصه مقاله: سیستم های اطلاعات چه نوع علمی است؟ تاریخ نگارش: 22 آذر 87 توسط: حسنعلی نعمتی | |
در مقاله ای با عنوان Information systems: what sort of science is it?" by Chrisanthi Avgerou که در ژورنال بین المللی علم مدیریت(The International Journal of Management Science) و در سال 2000 توسط Elsevier Science منتشر شد، برای کسانی که می خواهند بدانند بالاخره "این رشته سیستم های اطلاعات چه نوع علمی است؟" مطالب قابل مفید و توجهی نوشته شده است. این مقاله را آقای ناصرزاده فرستادند که از ایشان ممنونم.
رشته تحصیلی سیستم های اطلاعات درگیر و علاقمند به دامنه وسیعی از سئوالات چندوجهی در خصوص ایجاد، توسعه، استفاده و پیاده سازی فنآوری های اطلاعات و ارتباطات در سازمان ها است. در پاسخ به این چالش که نوآوریهای تکنولوژیکی عمیقی در 30 سال اخیر در تمام جنبه های زندگی اجتماعی مطرح شده است، مطالعات سیستم های اطلاعات از دانش تفصیلی زیادی در سطح سازمانی برخوردار شده است. با این حال هنوز رشته سیستم های اطلاعات توسط دانشگاهیان و متخصصین دیگر رشته ها به خوبی درک نشده است. در مقدمه این مقاله نوشته شده است که ریشه رشته سیستم های اطلاعات به مطالعات کاربردی علم کامپیوتر در سال 1960 برمی گردد که هدف آن سیستماتیک کردن طراحی کاربردهای پردازش داده ها بود. در سالهای اخیر در بسیاری از کشورها غالبا رشته سیستم های اطلاعات به جای دانشکده های علوم کامپیوتر و مهندسی در دانشکده های مدیریت و علوم اجتماعی و اقتصاد قرار دارد. در مقدمه مقاله به استناد منابع مرتبط علمی مانند ACM و IFIP و MIS Quarterly و ... ، مطالبی هم در مورد دوره های تحصیلی سیستم های اطلاعات گفته شده است. در بخش بعدی در پنج ناحیه اهداف مطالعات سیستم های اطلاعات مورد توجه قرار گرفته است که این نواحی پنج گانه عبارتند از: کاربردهای تکنولوژی اطلاعات به منظور پشتیبانی از وظایف یک سازمان، فرآیند ایجاد و توسعه سیستم ها، مدیریت سیستم های اطلاعات، ارزش سازمانی سیستم های اطلاعات، اثرات اجتماعی سیستم های اطلاعات. در بخش سوم مقاله مبانی تئوریک سیستم های اطلاعات مورد توجه قرار گرفته است و گفته شده است که مبانی تئوریک سیستم های اطلاعات در طیف وسیعی از مفاهیم کاملا فنی تا فلسفی قرار دارد. سپس در هر یک از نواحی پنج گانه فوق با توجه مفروضات هر ناحیه، طیفی از تئوریها را نام برده است. به عنوان نمونه تئوریهایی که در ناحیه اول یعنی مطالعه "کاربردهای تکنولوژی اطلاعات" مورد استفاده قرار می گیرند، روی طیفی از مدل های طراحی و ساخت انواع خاصی از سیستم مبتی بر فنآوری اطلاعات نظیر سیستم های هوشمند مبتی بر دانش یا سیستم های پشتیبان تصمیم گیری تا تئوریهای رفتار سازمانی و رفتار فردی انسانی نظیر تئوریهای حل مسئله و تصمیم گیری قرار می گیرد. در دیگر نواحی نیز طیفی مشابه به چشم می خورد. ماهیت میان رشته ای مطالعات سیستم های اطلاعات در این بخش مورد بحث قرار گرفته و توضیحاتی در باره مبانی فلسفی و برخی از تئوریهای اصلی مورد استفاده در این مطالعات نظیر تئوری سیستم ها و تئوری انتقادی داده شده است. بخش چهارم مقاله به جنبه های روش شناختی سیستم های اطلاعات اختصاص یافته است. در این بخش نیز ار انواع و اقسام روشهای کمی و کیفی مورد استفاده در مطالعات سیستم های اطلاعات نام برده شده و این نتیجه بدست آمده که روشهای تحقیق در این حوزه تکثرگرا(pluralistic( است. در ابتدای امر در ژورنالهای معتبر این حوزه به روشهای اثبات گرایی(Positivist) اعتماد شده و مورد استفاده قرار گرفته اما زمزمه های انتقادی از این روشها در کنفرانسی که توسط IFIP در سال 1994 در منچستر برگزار شد، آغاز شد و نسبت به ضرورت استفاده از روشهای تفسیرگرایی(Interpretivist ) و انتقادی(Critical) در این حوزه مطالبی عنوان شد. اروپایی ها نسبت به آمریکایی ها روشهای تحقیق غیر اثبات گرایی را بیشتر در این حوزه به کار می برند. در بخش بعدی مشخصات رسمی و نهادی(Institutional ) حوزه سیستم های اطلاعات مورد توجه قرار گرفته است که من هنوز متوجه منظور آن نشده ام! در اینجا گفته شده است که سیرتکامل رشته های علمی فرآیندی در هم تنیده از توسعه عقلانی (فکری یا Intellectual) و نهادی(رسمی) است. توسعه نهادی پیکاری در دوجبهه است: سلسه مراتی سازمانی دانشگاهها و دیگر اولیای امور یا بازارهایی که منابع را برای تحقیق و آموزش عالی کنترل می کند و مکانیسمهایی که تعیین کننده اعتبار نتایج تحصیلات دانشگاهی نطیر ژورنالهای دانشگاهی و کنفرانس ها است. در بخش ششم مقاله نقاط ضعف و قوت رشته سیستم های اطلاعات در بین فعالیتهای دانشگاهی مورد بررسی قرار گرفته است. در بخش آخر مباحث فوق جمع بندی شده و بر این نکته تاکید شده که: حوزه سیستم های اطلاعات برای پرکردن شکاف بین رشته های مهندسی که به توسعه تکنولوژی مشغولند و رشته های علوم اجتماعی و اقتصاد که مسائل اجتماعی و اقتصادی را بررسی می کنند ظهور کرده است. میان رشته ای بودن این رشته سبب بروز مسائل زیادی در مسائل شناخت شناسی و روش شناسی تحقیق و جایگاه آن در امور دانشگاهی شده آن شده است. علی رغم همه این مسائل استقبال از این رشته در بین دانشجویان و انجمن های علمی و تحقیقاتی روز به روز افزایش می یابد.
کلمات کلیدی این مقاله عبارتند از: سیستم های اطلاعات، رشته های دانشگاهی، پژوهش(تحقیق) سیستم های اطلاعات و تئوری سیستم های اطلاعات (Information systems; Academic fields; Information systems research; Information systems theory) منبع:
|
سیستم های اطلاعاتی: فنی، انسانی، و یا اجتماعی؟ تاریخ نگارش: 24 آذر 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی |
واضح است که سیستم های اطلاعات نوعی از انواع سیستم هستند. اما برای شناخت بهتر آنها باید به این سئوال پاسخ دهیم که این سیستم ها چه نوع سیستمهایی هستند؟ آیا سیستم های اطلاعاتی سیستم های مشخص و معین و اصطلاحا جبری هستند؟ یعنی آیا می توان در این سیستم ها، با استفاده از قوانین و رویه هایی، ورودی ها را به خروجی های قابل پیش بینی تبدیل کرد؟ یا اینکه این سیستم ها، از نوع سیستم های فعالیت انسانی هستند که پیچیده و انطباق پذیر بوده و نمی توان آن را تماما در قالب قوانین و رویه ها توصیف و تعریف کرد؟ در صورتی که سیستم های اطلاعات را سیستم های جبری به حساب آوریم باید بتوانیم آنها را به اجزای کوچکتری شکسته و با بررسی این اجزا آنها را به طور دقیق بشناسیم و سیستم های جدید را طراحی کنیم. در این صورت این سیستم های دقیق باید بدون هیچگونه مشکلی کار کنند و اهداف خود را محقق کنند. اما به راستی آیا سیستم های اطلاعات را می توان در زمره سیستم های طراحی شده فیزیکی قلمداد که برپایه دیگاههای تکنولوژی محور، مهندسی می شوند یا اینکه باید آنها را در زمره سیستم های پیچیده و انطباق پذیر تشکیل شده از فعالیت انسانی در نظر گرفت و آنها را مدیریت کرد؟ سیستم های فعالیت انسانی از انسانهایی تشکیل شده که خودآگاه هستند و ویژگیهای مانند آزادی، اراده، خلاقیت و نو آوری در آنها وجود دارد و در صورتی که بتوان آنها را پیش بینی کرد، این پیش بینی قطعی نیست. از یک دیدگاه می توان با تجزیه و تحلیل های تکنولوژی محور، عقلانیت سیستماتیک(Systematic Rationality) را در فرآیند تصمیم گیری انسانی توصیه کرد. این توصیه به منظور انتخاب روشهای کارآ و یا افزایش کارآیی با استفاده از تکنولوژی صورت می گیرد. این توصیه وقتی همه چیز مشخص باشد جواب می دهد و لذا اگر روشهای تکنولوژی محور در جای خود و برای حل مشکل مناسب مورد استفاده قرار گیرند توفیق حاصل می شود اما همیشه اینچنین نیست. در اینجا ایجاد یک سیستم اطلاعاتی درست شبیه ساخت یک پل است. یعنی مشخص است که برای عبور از رودخانه نیاز به پل داریم. ابتدا و انتهای رودخانه مشخص است و باید پل ساخت. پل ساختن هم با همه سختی هایی که دارد کار مشخصی و ساده ای است! برای پاسخ دادن به سئوالات فوق در حوزه سیستمهای اطلاعات می توان از تفکر سیستمی استفاده کرد. تمام سیستم ها محدوده و قلمرویی دارند که از دیگر سیستم ها متمایز می شوند(محدوده)، و هر سیستمی خصوصیات مخصوص خودش را دارد که در تعامل زیرسیستم های تشکیل دهنده آن بروز می کند(نوظهوری)، و تمام سیستم ها را باید به عنوان یک مجموعه کلی در نظر گرفت(کلی گرایی)، و زیر سیستم های هر سیستم به هم وایسته اند(وابستگی متقابل)، و این زیر سیستم ها در یک سلسه مراتب قابل شناسایی هستند(سلسله مراتب)، و تمام سیستم ها دارای فرآیند تبدیل هستند(تغییرشکل) و به مکانیزمهای ارتباطی و کنترلی نیاز دارند(ارتباطات و کنترل) بر اساس تفکر سیستمی، وقتی که با فعالیتهای انسانی مواجه می شویم و در قلمرویی خاص، هدف مشخصی را دنبال می کنیم و ... یک سیستم اجتماعی به وجود می آید. از این نظر سیستم های اطلاعاتی را می توان نوعی از سیستم های اجتماعی در نظر گرفت و بر اساس برخی از تئوریها آنها را در ردیف سیستم های انطباق پذیر پیچیده به حساب آورد. در ذیل شناخت اجتماع با تفکر سیستمی و با عنوان سیستم های اجتماعی با موضوعات زیادی روبرو می شویم که ریشه در تئوریهای جامعه شناسی دارد. آبشخور تئوریهای جامعه شناسی مکاتب فلسفی هستند. استفاده از چارچوب طبقه بندی تئوریهای اجتماعی بوریل و مورگان که توسط کلارک در حوزه سیستم های اطلاعاتی با هدف غنی سازی این حوزه صورت گرفت، از این منظر توجیه می شود. بعد عینی-ذهنی و بعد تغییر تدریجی-بنیادی این چارچوب در قالب موقعیت های تکنولوژی محور در مقابل انسان محور و طراحی در مقابل اکتشافی در مدیریت استراتژیک سیستم های اطلاعات مورد توجه کلارک قرار گرفته است. در صورتی که اعتقاد داشته باشیم سیستم های اطلاعاتی قادر به تغییر بنیادی نمی باشند و آنها را از جهت تغییر منظم یا تدریجی به حساب آوریم، ارزیابی آنها در پاردایم های تفسیرگرایی و کارکردگرایی امکان پذیر می باشد. اما استفاده از پارادیم های انسان گرای بنیادی و ساختارگرای بنیادی نیز در این حوزه مطرح می باشد. این کار با بهره گیری از تئوری اجتماعی انتقادی انجام می شود.
|
موضوع علوم شناختی چیست؟ تاریخ نگارش: 24 آذر 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی |
علوم شناختی یکی از علوم میان رشته ای و جدید است که موضوع آن شناخت و آنچه به شناخت مربوط می شود می باشد. تمرکز اصلی علوم شناختی بر شناخت های ذهنی است. در این علوم ، ذهن انسان به عنوان سیستم یا شبکه ای در نظر گرفته می شود که اطلاعات را می گیرد، نگهداری می کند، بازیابی کرده و می تواند آنها را تغییر شکل دهد. پس علوم شناختی با مسئله پردازش اطلاعات در ذهن سروکار دارند و در پارادیم رویکردهای پردازشی(computational) قرار می گیرند. در این علوم فرض بر این است که اطلاعات از جهان خارج توسط گيرندههاي حسي ما (مثل بينايي يا شنوايي) به داخل شبكه پردازشگر (ذهن) راه مييابد، در حافظه نگهداري ميشود و در فرايند تفكر پردازش ميگردد. خروجيهاي اين پردازش ميتواند گفتار يا رفتار حركتي باشد. البته، بايد توجه داشت كه اطلاعات در اين رويكرد معناي بسيار وسيعي دارد وشامل تمامي دريافتهاي انسان از جهان خارج بهعلاوه تمامي مفاهيم و ادراكاتي می شود كه در درون ذهن انسان به صورت فطري يا اكتسابي وجود دارد. در اواخر دهه 50 و اوايل دهه 60 قرن بيستم ميلادي دانش مربوط به مطالعه ذهن دچار تحولی شگرف شد. در اين سالها دانشمندان حوزههاي متنوعي چون علم اعصاب ، زبانشناسي، روانشناسي، هوش مصنوعي و فلسفه متوجه شدند كه همگي سرگرم حل مسائل مشتركي در مورد كاركرد ذهن هستند و رهيافتهاي متفاوت آنان در جهت حل اين مسائل می تواند مكمل يكديگر باشد. اين انديشمندان معتقد بودند كه ميتوان با روشهاي غيرمستقيم به بررسي و تحقيق در باره فرايندهاي ناپيدای ذهن پرداخت و محدود كردن روانشناسي به بررسي رفتارهاي قابل مشاهده، آنطور كه رفتارگرايان معتقد بودند عملي نادرست است زیر شاخه های مرسوم این علم عبارتند از: معرفی علوم شناختي، روانشناسي شناختي ،علم اعصاب شناختي، زبانشناسي شناختي و فلسفه دهن با توجه به اهمیت مسئله شناخت ذهنی این علوم در حوزه های وسیعی کاربرد دارد. برخی از این حوزه ها عبارتند از: هوش مصنوعي و ساخت رايانه هايي که بتواند وظايف انسان را انجام دهند، پزشکي و جبران آسيبهاي مغزي و شناختي، آموزش و پرورش، سلامت رواني و اجتماعي، سياست و افکار عمومي، امنيت و دفاع، اقتصاد و بهزيستي، مهندسي و رابطه انسان و فناوري از اهميت بيشتري برخوردارند. همه اين حوزه ها با علوم شناختي رابطه اي تنگاتنگ دارند و به همين دليل رشته هايي چون هوش مصنوعي، آموزش و پرورش شناختي، روان درماني شناختي، شناخت اجتماعي و روان شناسي سياسي، روان شناسي تحليل اطلاعات و رسانه هاي گروهي، علوم دفاعي شناختي، اقتصاد شناختي، مهندسي شناختي و غيره پديد آمده اند تا با استفاده از يافته هاي علوم شناختي در باره مغز و ذهن انسان، زمينه استفاده بهينه از اين وديعه الهي را فراهم ساخته، کاستيهاي آنرا جبران و از بروز خطاهاي ذهني انسان جلوگيري نمايند. با تشکر از سرکارخانم روزبهانی که نشانی این سایت را برای من فرستادند. منبع: |
خلاصه مقاله: تجدید (نظر در روش تحقیق) قوم شناسی به منظور بررسی شکلهای سازمانی در عصر حاضر فصل 9 از بخش سوم کتاب هندبوک تحقیقات علمی IS تاریخ نگارش: 2 دی 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی | |
ظهور شکلهای سازمانی ابتکاری که بوسیله پیشرفتهای اخیر در تکنولوژیهای اطلاعات و ارتباطات فراهم شده است سرآغاز بروز تحقیقات جدید و گسترده ای برای سیستم های اطلاعات شده است. در عین حال(ضمنا) طبیعت پویا و توزیع شده ی شکلهای جدید کار اساس و بنیاد بحث (منطق) و شیوه های تحقیق رویکردهای سنتی سیستم های طلاعات را به چالش کشیده است. در این مقاله از قوم نگاری به عنوان یک رویکرد با ارزش برای مطالعه گروههای کاری مجازی یا بطور خاص، تیم های پروژه مجازی دفاع می شود. وقتی که سرعت، سیالیت و توزیع فیزیکی تیم های پروژه مجازی یک چالش منحصر به فرد را در در باره بررسی های قوم نگارانه مطرح می کند، در جای خودش و با یک تحقیق موشکافانه این موضوع مشخص می شود که تنها قوم نگاری قادر به مقابله با این چالش است. رسالت این فصل سه چیز است: بررسی تلاشهای قبلی به منظور روشن شدن تحقیقات قوم نگارانه، بررسی قابلیت کاربرد آن به عنوان یک سرآغازی نوظهور برای تحقیقات سیستم های اطلاعات و دفاع از مطالعات بیشتر قوم نگارانه تیم های پروژه مجازی به عنوان یک گام اساسی در فهم زیرساخت فنی-تکنیکی مورد نیاز برای پشتیبانی از آنها. ... منبع:
|
خلاصه کتاب: تفکر سیستمی و ارزیابی کارآمدی آن در ادره جامعه و سازمان
تاریخ نگارش: 2 دی 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی | |
قریب به چهل سال است که از طرح مستقیم موضوع تفکر سیستمی می گذرد و تا کنون کتابهای متعددی در باره کاربرد این تفکر در حوزه های مختلف علوم نوشته شده است. به مناسبتی خلاصه ای از چند فصل کتاب تفکر سیستمی و ارزیابی کارآمدی آن در ادره جامعه و سازمان در قالب اسلایدهای Powerpoint آماده کردم که ممکن است مرور آن برایتان مفید باشد. در صورت نیاز فایل را در لینک زیر دریافت کنید. منبع: |
خلاصه کتاب: درآمدی بر انسان شناسی
تاریخ نگارش: 12 دی 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی | |
در این کتاب که توسط کلود ریویر نوشته شده و اصل آن به زبان فرانسه است و توسط جناب آقای دکتر ناصر فکوهی به فارسی ترجمه شده است، واژه مردم شناسی(Ethnology) و انسان شناسی(Anthropology) به گونه ای مترادف در نظر گرفته شده است و مردم نگاری(Ethnography) به عنوان روش تحقیق انسان شناسی مطرح شده است. در این کتاب ابتدا پیشینه ای از جریانات فکری انسان شناسی ترسیم شده است و سپس انسان شناسی از چهار بعد بررسی شده است. این چهار بعد یعنی خویشاوندی، اقتصاد، سیاست و دین به نوعی از عوامل اساسی سیستم های اجتماعی در نظر گرفته شده اند. فصل آخر کتاب به موقعیت انسان شناسی در عصر حاضر اختصاص یافته است. در این کتاب رشته انسان شناسی با دیگر رشته های علوم انسانی نظیر جامعه شناسی و تاریخ مقایسه شده و مسئله بر جهت گیریهای زبان شناسی در انسان شناسی تاکید شده ولی از ارتباط انسان شناسی و روان شناسی سخنی به میان نیامده است. ضمنا به موضوع تخصصی شدن انسان شناسی از جنبه برون رشته ای، درون رشته ای، منطقه ای و همچنین تخصصی شدن مکاتب این رشته تاکید شده است. در این کتاب تصریح شده است که مطرح شدن انسان شناسی به مثابه یک علم به دهه 60 قرن نوزدهم میلادی برمی گردد اما ریشه اصلی آن به کارهای هرودوت(Herodote) که یک مورخ یونانی بود و در قرن پنجم پیش از میلاد می زیست، باز می گردد. افراد دیگری نظیر تاسیت(Tacite) قرن اول میلادی، البکری( قرن یازدهم میلادی)، ابن بطوطه و ابن خلدون (قرن چهاردهم میلادی) نیز به نوعی انسان شناس بوده اند. تاثیر رنسانس(قرن 16 میلادی) بر دانش ها و علوم انسانی انسان شناسی را نیز تحت تاثیر قرار داد. در قرن هفده و هجده میلادی گرایش نخبگان به تطبیق و مقایسه فرهنگ ها زیاد می شود و در قرن نوزدهم جمعیت های علمی و انجمن های مردم شناسی و فلکلوریک شکل می گیرد و موزه های مردم شناسی تاسیس می شود. در این قرن مردم شناسی تحت تاثیر دوران مستعمرات و با حمایت کشورهای استعمارگر وارد مرحله تازه ای می شود و جریان های فکری انسان شناسی شکل تازه ای به خود می گیرد. به طور خلاصه از نظر نویسنده این کتاب جریانهای عمده در اندیشه انسان شناسی عبارتند از: 1- تطور گرایی: مربوط به قرون 17و 18 و 19 میلادی با دو گرایش یکی فلسفه غایت شناسانه که به اصل تکامل در تمدن ها در طول تاریخ قایل بود و دیگری جبرگرایی تاریخی بر اساس چند عامل غالب. عامل بیولوژیک(داروین)، عامل تکنیک(مورگان: انسان شناس آمریکایی)، عامل اقتصاد(مارکس) و عامل معنوی(فریزر: مردم شناس انگلیسی) 2- اشاعه گرایی: از ابتدای قرن 20 با سه جریان(مکتب بریتانیایی، مکتب آلمانی و مکتب آمریکایی) که هدف آنها منشاء یابی و مطالعه اشاعه پدیده های فرهنگی در توزیع جغرافیایی کره زمین است. 3- فرهنگ گرایی: این جریان در دهه 30 قرن 20 در آمریکا ظاهر شد و به چارچوبهای فرهنگی و مسئله شخصیت علاقمند است. رالف لینتون(1953-1893)، آبرام کاردینر(1981-1891)، روث بندیک(1948-1887) و مارگارت مید(1978-1901) از اندیشمندان این جریان بودند. 4- گرایش های انسان شناسی فرانسوی: با اندیشه های دورکیم(1917-1858) در حوزه جامعه شناسی پایه ریزی شد. دو جریان پویاگرا و جریان مارکسیست بر گرایش های انسان شناسی فرانسوی اثر گذاشتند. 5- کارکردگرایی: سه مفهوم به پیداش کارکردگرایی یاری رساند: مفهوم سودمندی با این پرسش که چه چیزی به چه مصرفی می آید؟ مفهوم علیت با این پرسش که بخ چه دلایلی به چه نتایجی می رسیم و مفهوم سیستم با این پرسش که چگونه وابستگی متقابل میان عناصر در یک مجموعه منسجم و متوازن عمل می کند؟ مالینوفسکی(1922)، مرتن(1949) از نظریه پردازان این مکتب هستند. 6- ساخت گرایی: با دو گرایش عمده یکی ساخت -کارکردگرایی بریتانیا که توسط رادکلیف(1952) پایه گذاری شد و دیگری انسان شناسی ساختی لوی استراوس(1908) که به تحلیل های زبان شناختی متکی است. 7- مکتب انسان شناسی آمریکایی: در این مکتب با نوعی جامعه شناسی شناخت روابط روز مره از خلال تحلیل زبان گفتاری و پدیدارشناسی(گارفینگل، سیکورل) روبرو هستیم که به ما امکان می دهد از طریق تحلیل های روزمره و عملکردهای اجتماعی و یا گفتگوهای میان افراد، معنای کنش های متقابل آنها، استراتژی بازیگران، بازی آنها، قواعد و هنجارهای حاکم بر آنها را درک کنیم. فصل سوم تا فصل ششم ایت کتاب به ترتیب به انسان شناسی خویشاوندی، انسان شناسی اقتصادی، انسان شناسی سیاسی و انسان شناسی دینی تخصیص داده شده است. در انسان شناسی اقتصادی مطالبی تحت عنوان فنآوری فرهنگی عنوان شده که به نظر می رسد می تواند نقطه اتصال رشته انسان شناسی و حوزه سیستم های اطلاعات قرار گیرد. در این کتاب فنآوری(تکنولوژی) به مجموعه فرآیندهایی اطلاق می شود که جوامع انسانی به وسیله آن ها بر محیط خود تاثیر می گذارد. آندره لورواگوران ابزارها را بنا بر دو معیار طبقه بندی می کند: 1- حرکتی که به آنها جان می دهد: ضربه - فشار یا مالش 2- شیوه کاربرد آنها: نقطه- خط- سطح برای مثال تبر = ضربه و خط! ، سوزن = نقطه و فشار! و سنگ آسیا= مالش و سطح هر فنی چهار عنصر دارد که این عناصر وارد زنجیره ای از اعمال فنی می شوند که در سیستم تکنولوژیکی خاص یک فرهنگ قرار دارند و خود به فنون دیگر وابسته اند: 1- ماده ای که آن فن بر آن عمل می کند. 2- اشیاء، وسایل، ابزارهای کار و مصنوعات. 3- حرکت یک کنشگر یا منبع انرژی. 4- بازنمودها، دانش های نظری و عملی که در زمینه آن حرکت قرار می گیرد.
منبع:
|
خلاصه کتاب: تعامل انسان و سیستم های اطلاعاتی تاریخ نگارش: 19 دی 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی | |||
در این کتاب برای بررسی تعامل انسان و سیستم های اطلاعات، مدلی از انسان در نقش پردازشگر اطلاعات ارائه گردیده است. این مدل با هدف بررسی و شناخت محدودیت های عملکردی انسان ارائه گردیده است. محدودیت های انسان در سه دسته عمده حسی، پاسخی و شناختی طبقه بندی شده است.
ادعای این کتاب این است که شناخت این محدودیت ها برای طراح سیستم بسیار اهمیت دارد. این کتاب در پنج فصل نوشته شده است. در فصل اول یک مدل کلی از انسان در نقش پردازشگر اطلاعات ارائه شده و به تشریح مدلی به نام نیوول-سایمون پرداخته شده است که به مقایسه فرآیند حل مسئله توسط یک انسان و یک سیستم رایانه ای می پردازد. هدف از فصل دوم شناخت روشهای ابتکاری تصمیم گیری، شناخت خطاهای انسان در پردازش اطلاعات و شیوه های برخورد با آنها می باشد. در فصل سوم مفاهیم شناخت و یادگیری مورد بررسی گردیده است. در این فصل توضیحاتی در باره نظریه های شناخت، سبک شناختی، ماهیت ذهن، سبکهای حل مسئله، نظریه یادگیری و هوش طبیعی و مصنوعی داده شده است. در فصل چهارم که به ویژگیهای عملکرد انسان در پردازش اطلاعات اختصاص دارد، تاثیر تفاوت های فردی انسانها مانند مرکز کنترل، جزمیت، میل به قبول مخاطره، برون گرایی/درون گرایی، تحمل ابهام، توان کمی و گفتاری، تجربه در تصمیم گیری، دانش کاری، سن، و سطح مدیریت بر حل مسئله بررسی شده است و گفته شده است که شناخت این تفاوتهای فردی به طراح سیستم کمک کی کند تا سیستم مناسب تری را طراحی کند. هدف فصل آخر شناخت ماهیت کار مدیران از منظر پردازش اطلاعات و تصمیم گیری است. درا ین این نتیجه بدست آمده که ماهیت کار مدیران، توزیع وقت آنان و ویژگیهای آنان بر پردازش اطلاعات اثر می گذارد. یک سیستم اطلاعاتی اثربخش باید اطلاعات موجز و بهنگام را به سرعت در اختیار مدیران عالی قرار دهد! منبع:
|
خلاصه کتاب: تاریخ اندیشه و نظریه های انسان شناسی تاریخ نگارش: 27 دی 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی | |
همچنان که از اسم کتاب مشخص است موضوع این کتاب تاریخ تفکر و تئوریهای انسان شناسی است. در این کتاب که در شش فصل تنظیم گردیده تئوریهای انسان شناسی در عصر باستان، قرون وسطی، رنسانس، قرن نوزدهم، قرن بیستم و عصرحاضر بررسی شده است. فصل چهارم کتاب نظریه های انسان شناسی در قرن نوزدهم که آن را سرآغاز علم انسان شناسی می داند بررسی شده است. این نظریات به سه دسته تقسیم شده اند: 1- نظریات نژادگرایی: باور به وجود نژادهای انسانی و برتری نژاد خود نسبت به نژادهای دیگر! (طبقه بندی سلسله مراتبی نژادها بر اساس تقسیم بند های بیولوژیک به چند نژاد محدود فراتر از قومیت ها و ملیت ها) 2- نظریات تطورگرایی (Evolutionism) : ریشه در نظریات تطورگرایی دانشمندان علوم طبیعی مانند لامارک و داروین دارد. (پیشرفت از جنبه های مختلف در یک خط سیر تاریخی) 3- نظریات اشاعه گرایی (Diffusionnism) : این نظریات بر تغییرات پدیده های فرهنگی و همچنین شباهت های آنها و چگونگی اشاعه فرهنگ ها در نواحی مختلف تامل می کنند. (اشاعه فرهنگ با توجه به جغرافیا) در فصل پنجم کتاب که نظریه های انسان شناسی در نیمه اول قرن بیستم مورد بررسی قرار گرفته اند که عبارتند از: 4- نطریات کارکردگرایی (Functionalism) : در برابر روش تاریخی تطورگرایی روش مطالعه همزمان بر موضوع را پیشنهاد می کنند و به کارکرد سه عنصر یعنی کل(واحد حیاتی)، جزء (قسمتی از واحد حیاتی) و رابطه (رابطه جزء با جزء، رابطه جزء با کل) که منجر به نتیجه ای سودمند می شود، توجه ندارد. مفهوم کارکرد با مفهوم ساختار رابطه نزدیکی دارد. در واقع کارکرد یعنی ساختاری پویا شده. 5- نظریات ساختارگرایی (Structuralism) : در تقابل با اندیشه اتمیسم به بررسی پدیده مورد نظر به عنوان جزئی از یک سیستم یا الگویی که در آن قرار دارد می پردازد. منظور از ساختار وضعیت یک شکل یا یک موقعیت در فضا است. در واقع ساختار شکل ایستای یک کارکرد است. 6- نظریات فرهنگ گرایی (Culturalism) : نام دیگر آن مکتب فرهنگ و شخصیت(Personality) است و بر این دو عنصر تأکید می کند و رواج آن در آمریکا و غلبه آن بر دیگر نظریات به علت آمیزش و چندگانگی فرهنگی و همچنین رابطه ای است که بین انسان شناسی و روانشاسی بر قرار کرده است. در هر یک از فصول فوق باعثان و بانیان این نظریات معرفی شده اند و نظریات آنها مورد بررسی قرار گرفته است. اما در فصل ششم کتاب که بخش بسیار قابل تأملی است آخرین تحولات و چشم اندازها در تئوریهای انسان شناسی مورد توجه قرار گرفته است. در پایان هر نظریه نقدهایی نیز آمده است. این نظریات عبارتند از: 6- نظریات محیط شناسی فرهنگی (Cultural Ecology) یا نو تطورگرایی (Neoevolutionism) یا انسان شناسی محیط شناختی (Ecological Anthropology): 7- ماتریالیسم فرهنگی (Cultural Materialism) : 8- انسان شناسی فمینیستی (Feminist Anthropology): 9- انسان شناسی شناختی (Cognitive Anthropology) یا شناخت شناسی مردمی (Ethnoscience) 10- نظریات انسان شناسی دینی، نمادین و تفسیری 11- مکتب انسان شناسی منچستر 12- انسان شناسی اقتصادی و مارکسیستی 13- انسان شناسی اجتماعی پیر بوردیو 14- نظریات انسان شناسی و پسامدرنیسم
منبع:
|
پیاز فرآیند تحقیق تاریخ نگارش: 10بهمن 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی | |
در مورد روش شناسی تحقیق تا به حال کتابهای متعددی نوشته شده است اما نه تنها در باره نحوه تقسیم بندی مطالب اتفاق نظری وجود ندارد بلکه حتی گاهی برخی از عبارتها و اصطلاحات به جای یکدیگر به کار می رود. این پراگندگی و عدم انسجام و بکار گیری نابجای اصطلاحات و عبارات فقط مخصوص متون فارسی که اکثرا ترجمه متون لاتین است، نیست بلکه در متون اصلی نیز این مشکل وجود دارد. شکل زیر که به " پیاز فرآیند تحقیق " معروف است می تواند برای طبقه بندی موضوعات مربوط به روش شناسی تحقیق مورد استفاده قرار گیرد. در هر یک از لایه های این پیاز موارد زیر بررسی می گردد: جهت گيريهاي تحقيق: بنيادي – کاربردي – ارزيابي فلسفه هاي پژوهش: اثبات گرايي – رئاليسم – ساخت گرايي – تئوري انتقادي رويکردهاي پژوهش: استقرايي - قياسي - تطبيقي استراتژيهاي پژوهش: آزمايش – پيمايش- مطالعه موردي – مردم نگاري – تئوري مفهوم سازي بنيادي - اقدام پژوهي اهداف پژوهش: اکتشافي - توصيفي - آزمون فرضيه افق زماني: تک مقطعي -چند منطقي شيوه هاي گردآوري داده ها: مشاهده -پرسش نامه – مصاحبه - بررسي اسناد و مدارک
منبع:
|
عوامل پیدایش طبقات اجتماعی تاریخ نگارش: 10 بهمن 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی | |
در فصل سوم کتاب جامعه در قرآن که توسط حضرت آیت الله جوادی آملی نوشته شده است پنج نظریه در باره پیدایش طبقات در جوامع انسانی مطرح شده که عبارتند از: 1- دیدگاه اقتصادی: شالوده شکل گیری جامعه نیاز فطری و فیزیولوژیک انسان است و عوامل اقتصادی و مالکیت خصوصی طبقات را به وجود می آورد. 2- دیدگاه کارکردگرایی: جامعه بدون طبقه بندی اجتماعی کارکردی ندارد و طبقه بندی برای سازماندهی جامعه ضرورت دارد و این طبقات بر اساس لیاقت و استعداد انسانها شکل می گیرد. (افلاطونی) 3- نظریه تضاد درونی: عامل شکل گیری طبقات تضاد درونی برای گرفتن حقوق مادی و منافع دنیوی از افراد قوی توسط افراد ضعیف است. (مارکسیستی) 4- نظریه ضرورت خلقت: شکل گیری طبقات بر اساس اصل خلقت و تنوع نیازهای روحی انسان ها است. تمایز اجتماعی ناشی ریشه در اصل خلقت دارد. 5- دیدگاه فرهنگی: وجود طبقات ناشی از عوامل فرهنگی و ایدئولوژیهای مختلف و تاثیر آنها بر یکدیگر است. سپس عوامل پیدایش طبقات از نظر قرآن بررسی شده است که عبارتند از: 1- عامل اعتقادی و فرهنگی : (طبقه مومن و کافر- طبقه مشرک و موجد - منافق و غیر منافق) 2- عامل اخلاقی: (طبقه صالح و طالح - مفسد و مصلح - امین و خائن - ...) 3- عامل اجتماعی: (طبقه فرادست و فرودست - مستکبر و مستضعف - ... ) 4- عامل اقتصادی: (طبقه فقیر و غنی) 5- عامل سیاسی: (قدرت و حاکمیت سیاسی) 6- عامل نگرش انسانی: نگرش انسان ها به جایگاه خویش در نظام هستی باعث تفاوت مراتب آنها در سه گروه می شود. الف- گروهی که به کرامت و ارزشهای انسانی خود در نظام هستی باور دارند و برای حفظ آن تلاش می کنند. ب- گروهی که بعد حیوانی خود توجه دارند. ج- گروهی که در اوج کرامت و ارزش های انسانی هستند و فقط به خدا و قرب الهی توجه دارند.
منبع:
|
طبقه بندی علوم (1) تاریخ نگارش: 10 بهمن 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی | |
در زمانهای قدیم برای بیان مجموعه دانش بشری از واژه فلسفه یا حکمت استفاده می شد و انسانهای حکیم یا فیلسوف کسانی بودند که به این مجموعه دانش آگاهی داشتند. چند طبقه بندی درونی مانند عملی -نظری بر این مجموعه دانش اطلاق می شد اما با دانش بشری به حدی توسعه یافت و پیشرفت کرد که به صورت مجموعه های قابل تعریف در آمد و هر مجموعه علاقمندان خود را پیدا کرد. و لذا مسئله طبقه بندی علوم ذهن برخی از دانشمندان را به خود مشغول کرده است و تا کنون طبقه بندی های مختلفی از علوم ارائه شده است. یکی از علت اختلاف در طبقه بندی علوم مبنای طبقه بندی است. به عنوان نمونه: فرانسیس بیکن علوم را از نظر قوای ذهنی به سه دیته طبقه بندی کرده است: الف- علومی که به حافظه مربوط است(حفظی) ب- علومی که به قدرت تخیل نیاز دارد(تخیلی) ج- علومی که ارتباط مستقیم با عقل انسان دارد(عقلی) آگوست کنت علوم را بر حسب کلیت متنازل، و تفصیل و پیچیدگی متصاعد به شش دسته طبقه بندی کرده است: 1- ریاضیات 2- هیأت 3- فیزیک 4- شیمی 5- زیست شناسی 6- جامعه شناسی طبقه بندی آمپر بر اساس موضوع: الف- علوم جهانی(با موضوع مادی): ریاضی، فیزیکی، طبیعی، طبی ب - علوم عقلانی(با موضوع ذهن انسانی): فلسفی، هنری، تاریخ و نژادشناسی، سیاسی طبقه بندی علوم بر مبنای انتزاعی بودن و عینی بودن توسط هربرت اسپنسر: الف- علوم منتزعه: منطق، ریاضیات ب- علوم نیمه منتزعه، نیمع عینی: مکانیک، فیزیک، شیمی ج- علوم عینی: ستاره شناسی، زمین شناسی، زیست شناسی، روانشناسی، جامعه شناسی طبقه بندی از نظر ملویل دیویی که هم اکنون توسط اکثر کتابخانه های دنیا مورد استفاده قرا می گیرد: 1- اطلاعات کلی 2- فلسفه 3- دین و مذهب 4- علوم اجتماعی 5- زبان شناسی 6- علوم مطلق یا خالص(فیزیک و شیمی و طب) 7- علوم عملی یا کاربردی 8- هنرهای زیبا 9- ادبیات 10- تاریخ و جغرافیا
با یک نگاه اجمالی به نحوه تقسیم بندی دانشکده های مختلف در دانشگاههای دنیا، اینطور به نظر می رسد که هیچ یک از طبقه بندی های فوق مورد پذیرش عام واقع نشده است. بسیاری از علوم جدید به سختی در این طبقه بندی ها که اکثرا قدیمی است، قرار می گیرد. علوم میان رشته ای و بین رشته ای و چند رشته ای هم که خود داستان مفصلی دارد.
منبع:
|
ضربه فرهنگ(Culture Shock) تاریخ نگارش: 10 بهمن 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی | |
ضربه فرهنگ نوعی فشار روانی است که در نتیجه تلاش برای سازگاری با تفاوتهای عمده شیوه زندگی، شرایط زیستی، ... در محیط فرهنگی ناشناس عارض می شود. این اصطلاح اولین بار توسط یکی از انسان شناسان! یعنی کال وروابرگ مطرح شد. این ضربه نه ناگهانی است و نه ناشی از یک عامل بلکه می تواند از عوامل گوناگونی در طول زمان ناشی شود که این ابعاد را در بر می گیرد: احساس سردرگمی در خود، احساس شگفتی و حتی بیهودگی نسبت به دیگران، احساس از دست دادن محیطهای قدیمی، احساس طرد شدن در محیط، احساس فقدان احترام به خود، احساس ناتوانی در کنترل محیط جدید، احساس شک و تردید در مورد ارزشهای قدیمی. علائم ضربه فرهنگ: غربت زدگی، خستگی، بی تفاوتی، نیاز شدید به خواب، بی اختیار غذا خوردن، زودرنجی و تندخویی، وسواس، .... و گریه های بی دلیل! با شناخت و درک کامل تری از مفهوم فرهنگ و شناخت فرهنگ خود و دیگران و کسب اطلاعات فرهنگی می توان اثرات ضربه فرهنگ را کاهش داد.
منبع:
|
مدیریت فنآوری اطلاعات و معماری سازمانی، معماری فراسازمانی و حکمرانی فنآوری اطلاعات تاریخ نگارش: 10 بهمن 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی | ||||
1- لایه مدیریت کسب و کار 2- لایه فرآیند کسب و کار 3- لایه اطلاعات و سیستم های اطلاعات 4- لایه داده ها 5- لایه نرم افزارهای کاربردی 6- لایه تکنولوژی در هر یک از این شش لایه موضوعات مختلفی مطرح است که به نظر می رسد گاهی با هم همپوشانی دارند. آنچه مسلم است این است که این لایه ها با هم ارتباط نزدیکی دارند اما در لایه های ابتدایی مسائل کلی تر و کلان سازمانی مطرح است و در لایه های انتهایی مباحث تکنیکی، جزئی و تکنولوژیکی است. این شش معماری را می توان به سه لایه تقلیل داد که عبارتند از: الف- معماری کسب و کار ب- معماری سیستم های کاربردی ج- معماری تکنولوژی
در صورتی که مسئله ارتباط دو یا چند سازمان مطرح باشد موضوع معماری فراسازمانی مطرح می شود. موضوع معماری فراسازمانی در حکمرانی فنآوری اطلاعات مطرح می گردد. فنآوری اطلاعات هر روز با اصطلاحات جدیدی روبرو است اما مسئله اصلی تقریبا مشحص است و هرکسی باید یک مدل مفهومی از این حوزه در ذهن خود داشته باشد تا در مواجهه با اصطلاحات جدید سرگیجه نگیرد! در نمودار روبرو فضای حکمرانی فنآوری اطلاعات(IT governance) و مدیریت فنآوری اطلاعات(IT management) با هم مقایسه شده است. پس حکمرانی فنآوری اطلاعات از جهت زمان، آینده نگر و از جهت کسب و کار، برون نگر است در حالیکه مدیریت فنآوری اطلاعات حال نگر و درون نگر است. نواحی تمرکز حکمرانی فنآوری اطلاعات عبارت است از: • Value delivery • Strategic alignment • Resource management • Risk management • Performance management
منبع:
| ||||
معرفی یک سایت خوب برای دریافت کتابهای الکترونیکی تاریخ نگارش: 10 بهمن 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی |
یکی از دوستان خیلی خوبم در گروه مدیریت فنآوری اطلاعات دانشکده مدیریت هفته گذشته سایتی را به من معرفی کرد. تقریبا تا به حال بیشتر کتابهایی که می خواستم را توانستم از این سایت دریافت کنم. آلان فقط یک مشکل دارم و آن هم خواندن آین همه کتابی است که دریافت کرده ام! قول می دهم هر کدام را که خواندم در حد توان خلاصه یا نکته ای از آن را روی این سایت در همین قسمت بگذارم. حتما اگر به دنبال کتابی می گشتید به این سایت هم سری بزنید. عضویت آن هم بی درد سر است. فقط یک پست الکترونیکی روی Gmail.com می خواهد. برای نمونه منبع یاداشت قبلی (شماره 20) را از آن دریافت کنید. سایت جالبی است. |
مکاتب و مراحل عمده روش شناسی تحقیق تاریخ نگارش: 20 بهمن 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی | |
مکاتب عمده روش شناسی تحقیق به پنج مکتب تقسیم بندی شده اند که عبارتند از: 1- پوزيتيويسم منطقي- Logical Positivism 2- راسينونالسيم انتقادي- Critical Rationalism 3- جامعه شناختي علم- Sociological School 4- مکتب استنباطي - Verestehen School 5- مکتب انتقادي - Critical School عنصر اصلی مورد بحث هر مکتب و دانشمندی که نمایندگی این مکتب را بر عهده دارد در شکل روبرو آمده است. هر تحقیق در دو مقام و سه مرحله صورت می گیرد که عبارتند از: 1- طراحی مسئله و ابداع نظریه در مقام گردآوری 2- ارزیابی و اعتبار سنجی در مقام داوری
جهت اطلاع بیشتر به منبع زیر مراجعه کنید:
|
طبقه بندي علوم بر اساس روش آزمون تاریخ نگارش: 20 بهمن 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی | |||
|
ساختار علوم قیاسی و علوم استقرایی تاریخ نگارش: 20 بهمن 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی | |
هندسه اقليدسي درعلم رياضيات مثالی از علوم قیاسی است که 465 قضيه از 5 اصل با استفاده از قواعد استنتاج منطقي استخراج شده است.
علوم استقرایی دارای ساختاری هرمی است که به چهار سطح یا تراز قابل تقسیم است. نظريه ها در علوم قياسي نتيجه مشاهده انفعالي است.مسئله مهم رابطه بين ترازها و حرکت از تراز مشاهداتي به سوي تراز نظري است. در این چهار تراز يا سطح، احکام و گزاره هاي هم جنس خود وجود دارد: نظريه ها - Theoretical Level قوانين- Nomological level مقادير مفهوم ها-Conceptual Level داده ها و اطلاعات آزمايشي - Observational Level
|
روش تحقيق مردم نگاري در حوزه سيستم هاي اطلاعات تاریخ نگارش: اسفند 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی | |
ريشه هاي مردم نگاري جايگاه مردم نگاري در روشهاي تحقيق مباني فلسفي تحقيقات مردم نگاري مردم نگاري چيست؟ ويژگيهاي عمومي مردم نگاري نقش هاي مردم نگار روايي اکولوژيک و تعميم پذيري مشکلات باالقوه و محدوديت مراحل مردم نگاري مردم نگاري در حوزه IS طبقه بندي برخي از کارهاي انجام شده در اين حوزه خلاصه اي از برخي کارها بحثي در باره مردم نگاري در فضاي مجازي نتيجه گيري: ارزيابي تناسب مردم نگاري در حوزه IS
|
انسان و سيستم هاي اطلاعاتي تاریخ نگارش: اسفند 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی | |
•ريشه ها و اهداف تحقيق •سؤالات تحقيق •مراحل اساسي تحقيق •پيشنهاد چارچوبي بررسي رابطه انسان و IS •معرفي اجزاي چارچوب •معرفي دو ميان رشته مرتبط •طبقه بندي موضوعي حوزه بحث در چارچوب پيشنهادي •نکاتي در باره استفاده از چارچوب •مثالهايي از برخي موضوعات قابل طرح در چارچوب پيشنهادي •مقايسه انسان وسيستم هاي اطلاعات •طبقه بندي علوم مرتبط با انسان و سيستم هاي اطلاعات •بحثي در ميان رشته اي بودن IS •رابطه حوزه سيستم هاي اطلاعات با رشته انسان شناسي •سيري در نظريه هاي انسان شناسي •طبقه بندي نظريه هاي انسان شناسي در قالب چارچوب بارل و مورگان •معرفي و بيان خلاصه چند مقاله مرتبط •مثالي از تاثير مفروضات در باره انسان در حوزه IS: اخلاق و IS
|
خلاصه جلسات منطق تحقيق علمي(دکتر نبوی) تاریخ نگارش: اسفند 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی |
•مقدمه و تاريخچه اي از تحقيق و پژوهش هاي علمي •پنج مکتب عمده در تحقيقات علمي •سه مرحله اصلي روش علمي –مسئله (طراحي مسئله) –نطريه (ابداع نظريه) –آزمون (ارزيابي و اعتبارسنجي) •طبقه بندي علوم بر اساس آزمون •مقايسه علوم قياسي و استقرايي در مراحل روش علمي .... ..... .....
|
خلاصه مقاله: خلاصه مقاله: معماري عصر اطلاعات بايد معماري مؤسسه(EA) باشد. تاریخ نگارش: 22 اسفند 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی | ||
این مقاله توسط توماس اچ. آگوستين نوشته شده و در سمپوزيوم کنترل و فرماندهي و تکنولوژيها در سال 2004 در مرکز سيستم هاي جنگاوري دريايي و فضايي سانديگو ارائه شده است. در این مقاله از چارچوب معماري زکمن براي معماري عصر اطلاعات دفاع شده است و ادعا شده که: اين چارچوب با طرح شش سئوال اساسي و بررسي متقابل مدل هاي ناشي از آنها٬ با توجه به شش معيار نرخ بازگشت سرمايه گذاري (ROI) در عصر اطلاعات براي معماري عصر اطلاعات مناسب است. سؤالات عبارتند از: چه افرادي؟ چه چيزي؟ چگونه؟ کجا؟ چه موقع؟ چرا؟ معيارها عبارتند از: کيفيت(بهتربودن)٬ مناسبت زماني(سريعتربودن)٬ بازدهي(ارزان تر بودن) ٬ يکپارچگي(يکپارچگي در اتصالات٬ يکپارچگي در معاني٬ يکپارچگي در قواعد)٬ انطباق٬ انعطاف پذيري نقد: اعتبار علمي منبع مشخص نيست و سطح تحصيلات نويسنده مشخص نيست. روش تحقيق نامشخص است. ادعاها کلي است و اثبات نشده است. منبع:
|
خلاصه مقاله: خلاصه مقاله: معماري مؤسسه: چه جنبه هايي توسط تحقيقات جاري هدف گيري شده است؟ تاریخ نگارش: 22 اسفند 87 نگارنده: حسنعلی نعمتی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در اين مقاله معماري موسسه به عنوان رويکرد براي انطباق کسب و کار و فنآوري اطلاعات در يک شرکت در نظر گرفته شده و در صدد است تا جديدترين مطالب مطرح در تحقيقات معماري مؤسسه را ارائه کند. پيمايش بر اساس تجزيه و تحليل 80 مقاله عمومي منتشر شده تا آوريل 2004 انجام شده و نتايج زير بدست آمده است: EA رشته جواني است ولي در حال رشد است. دامنه وسيعي از موضوعات را پوشش مي دهد ولي فاقد تحقيقات پايه اي و اساسي است. طلايه داران اصلي آن شرکتهاي مشاوره اي و دانشگاهيان هستند اما دانشگاهيان نتوانسته اند در تحقيات پايه اي معماري مشارکت کنند. از اين گذشته تعداد بسيار کمي از رشته هاي ديگر به گسترش معماري فکر مي کنند. بعلاوه معماري يک رشته جديد است و در آينده نيز بالغ نمي شود مگر اينکه تحقيقات پايه اي قابل توجهي در اين رابطه انجام شود. توجه به خلاصه جداول زير در باره گروههايي که مقالات را منتشر کرده اند٬ سرفصل هاي مقالات٬ رشته هاي علمي مرجع و فعاليتهاي چرخه عمر معماري قابل توجه است.
نقد: منبع تحقيق اعتبار علمي دارد و نويسندگان دانشگاهي هستند. روش تحقيق مشخص است و ادعاها به صورت کمي اثبات شده است. منبع:
|
اسلایدهای آموزشی در باره یکپارچه سازی سیستم های اطلاعات مؤسسه تاریخ نگارش:اردیبهشت 88 نگارنده: حسنعلی نعمتی | ||
فهرست مطالب: | ||
مقايسه آداپتورهاي اطلاعات گرا با آداپتورهاي سرويس گرا JCA: J2EE Connector Architecture طبقه بندي رويكردها، استراتژي ها و الگوهاي رويكردهاي يكپارچه سازي مؤسسه رويكرد يكپارچه سازي مبتي بر اطلاعات انباره سازي داده ها (DW) رويكرد يكپارچه سازي اطلاعات بلادرنگ رويكرد يكپارچه سازي فرآيند گرا عناصر اصلي يکپارچه سازي فرآيندگرا تكنولوژي يكپارچه سازي فرآيند گرا استانداردهاي يكپارچه سازي فرآيند گرا سطوح معماري فرآيند در EAI تكاملي بسترهاي فنآوري اطلاعات براي يكپارچه سازي فرآيندها يكپارچه سازي سنتي رويكرد و معماري اوليهEAI رويكرد يكپارچه سازي سرويس گرا رويکرد سرويس گرا : چه موقع؟ تفاوت يكپارچه سازي سنتي و سرويس گرا رويکرد يكپارچه سازي سرويس گرا الگوهاي راه حل يکپارچه سازي سرويس گرا Service-oriented integration strategies XWIF SOE model : SOA modeling basics SOA modeling basics A service-oriented process A relationship between two processes Two processes represented by a single business service رويكرد يكپارچه سازي پورتال گرا مزايا و معايب يکپارچه سازي پورتال گرا نسلهاي يکپارچه سازي پورتال گرا مبادلات ديجيتالي چيستند؟ معماري يكپارچه سازي پورتال گرا يکپارچه سازي سيستم هاي مؤسسه: نتيجه گيري و سؤالات منابع و مآخذ | سازه ها(3): تسهيل كننده هاي يكپارچه سازي سازه ها(4): قلمرو يكپارچه سازي مقدار(درجه) يكپارچگي دو سيستم سازه ها(5): مكانيزم هاي يكپارچه سازي سازه ها(6): مشخصه يكپارچه سازي مزاياي عمومي يكپارچه سازي طبقه بندي مزاياي يكپارچه سازي تصميمات يكپارچه سازي عوامل محيطي يكپارچه سازي انگيزه هاي يكپارچه سازي زير ساخت يكپارچه سازي هزينه يكپارچه سازي نتيجه و سرانجام يكپارچه سازي وضعيت مؤسسه پس از يكپارچه سازي يکپارچه سازي سيستم ها (حالت اول) يکپارچه سازي سيستم ها (حالت دوم) يکپارچه سازي سيستم ها (حالت سوم) يکپارچه سازي سيستم ها (حالت چهارم) ملزومات يکپارچه سازي همگرا جهت گيري کلي يکپارچه سازي همگرا سيستم ها يكپارچه است اگر : يک نتيجه مهم مكعب يكپارچه سازي مؤسسه: (استراتژي ها – روش ها - ابزارها) استراتژيهاي يكپارچه سازي مؤسسه مزاياي استراتژي هاي يكپارچه سازي مؤسسه روشهاي عمده يكپارچه سازي سبك هاي مشترك يكپارچه سازي ابزارهاي يكپارچه سازي مدل هاي ميان افزار ها طبقه بندي تكنولوژيهاي يكپارچه سازي(انواع ميان افزار) سرويس دهنده يکپارچه سازي يک طبقه بندي ديگر از انواع ميان افزارها سازگاري استانداردهاي ميان افزار جاوا استانداردهاي يكپارچه سازي برنامه هاي كاربردي انواع آداپتور آداپتورهاي نازك و ضخيم آداپتورهاي ايستا و پويا | يکپارچه سازي سيستم هاي اطلاعات مؤسسه سئوالات محوري ريشه هاي مسئله:مسئله هماهنگي نظريه هماهنگي رابطه مسئله هماهنگي و يكپارچه سازي رابطه يك سيستم اطلاعاتي با سيستم هاي كاري رابطه بين استراتژي هاي كسب وكار, فنآوري اطلاعات و سيستم هاي اطلاعات سلسله مراتب يكپارچه سازي و مفاهيم پشتيباني كننده يك مقايسه مفيد! ابعاد مسئله يكپارچه سازي سيستم هاي اطلاعات رابطه يکپارچه سازي و معماري برش عمودي واحدهاي سازماني يكپارچه سازي افقي يكپارچه سازي در عمل سطوح اساسي بررسي يكپارچه سازي جايگاه EAI در طبقه بندي AI و مقايسه دو طبقه بندي از يکپارچه سازي مقايسه دو طبقه بندي از يکپارچه سازي مدل لايه بندي شده EAI سير تکامل انديشه يکپارچه سازي تكامل قلمرو يكپارچه سازي در عمل مدل لايه بندي شده قلمرو تفاوت مفهومي انواع يكپارچه سازي دو رويكرد يكپارچه سازي چارچوب B2B مقايسه دو روش يكپارچه سازي EAI مقايسه دو روش يكپارچه سازي نكات قابل توجه در رابطه با يكپارچه سازي يكپارچه سازي به عنوان زيرساخت زيرساخت يكپارچه سازي مدل زير ساخت يكپارچه سازي فنآوري اطلاعات سازه هاي يكپارچه سازي سازه ها(1): انواع يكپارچه سازي سطوح يكپارچه سازي دو سازمان يا سيستم سطوح يكپارچه سازي شش نوع يكپارچه سازي سازه ها(2): ويژگيهاي يكپارچه سازي |